X
تبلیغات
رایتل
دعای عظم البلا
تاریخ : دوشنبه 3 تیر 1392 | 07:59 ب.ظ | نویسنده : میلاد منصوربستانی
امام سجاد علیه السلام مشغول نماز بود که ناگهان فرزندش، محمد، به داخل چاه افتاد.

مادرش با دیدن این منظره بر سرزنان به سمت چاه دوید و فریادزنان از امام کمک خواست و گفت:« یا ابن رسول الله! فرزندتان در چاه افتاد و غرق شد!»

  امام سجاد علیه السلام مشغول نماز بود که ناگهان فرزندش، محمد، به داخل چاه افتاد.
مادرش با دیدن این منظره بر سرزنان به سمت چاه دوید و فریادزنان از امام کمک خواست و گفت:« یا ابن رسول الله! فرزندتان در چاه افتاد و غرق شد!»

اما امام سجاد با وجودی که صدای او را می‌شنید به نماز خود ادامه داد.
مادرش که دید امام نماز خود را نمی‌شکند، گفت:« شما اهل بیت رسول الله چقدر سنگدل‌اید!»
امام وقتی نمازش تمام شد برخاست و به سمت چاه رفت و روی زمین زانو زد. آن‌گاه دستش را داخل چاه کرد و بدون اینکه دست و لباسش خیس شود، فرزندش را که می‌خندید، از آن چاه عمیق که همیشه آب را با طناب از آن بیرون می‌کشیدند، بیرون آورد.
سپس رو به همسر خود نمود و فرمود:« این بچه را بگیر، ای ضعیف الیقین به خداوند.»
سپس فرمود:« اگر می‌دانستی که من در مقابل جباری ایستاده بودم که اگر رو از او بر می‌گرداندم، او نیز رو از من بر می‌گرداند، ملامتم نمی‌کردی. آیا مهربان‌تر از او برای بنده‌اش سراغ داری؟»

منابع:

  • بحارالانوار، ‌ج 46، ص 34 و ص 58 حدیث 11 به نقل از ابن شهر آشوب



  • خرید بک لینک
  • بلاگ اسکای