X
تبلیغات
رایتل
دعای عظم البلا
تاریخ : یکشنبه 9 تیر 1392 | 05:06 ق.ظ | نویسنده : میلاد منصوربستانی
یوسف بن اسباط از پدرش نقل می کند که می گوید:

من پیش از طلوع آفتاب وارد مسجد کوفه شدم و جوانی را دیدم که مشغول مناجات با پروردگارش بود و در سجده می‌گفت:« سجد وجهی متعفراً فی التراب لخالقی و حقّ له » ( صورتم را بر خاک می‌نهم و برای خالقم سجده می‌کنم؛ و او حق دارد برای او سجده کنم.)

  یوسف بن اسباط از پدرش نقل می کند که می گوید:
من پیش از طلوع آفتاب وارد مسجد کوفه شدم و جوانی را دیدم که مشغول مناجات با پروردگارش بود و در سجده می‌گفت:« سجد وجهی متعفراً فی التراب لخالقی و حقّ له » ( صورتم را بر خاک می‌نهم و برای خالقم سجده می‌کنم؛ و او حق دارد برای او سجده کنم.)

جلوتر رفتم و دیدم حضرت علی بن الحسین علیه السلام است. آفتاب که درآمد، نزد او رفتم و عرض کردم:« یا ابن رسول الله، خود را به زحمت و سختی می‌اندازید در حالی که خداوند شما را برتری داده است!»
امام مدتی گریست و سپس روایت زیبایی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را برایم نقل کرد:

« چشمان همه مردم در روز قیامت گریان است مگر چشمان چهار گروه، چشمی که از خوف خداوند گریسته باشد، و چشمی که در جهاد در راه خدا از بین رفته باشد، و چشمی که از دیدن مناظر حرام فرو افتد، و چشمی که شب را با عبادت خداوند و سجده برای او بیدار باشد، که خداوند در نزد ملائکه به او مباهات می کند و به آنان می گوید: بنده مرا بنگرید که چگونه قلب وروح او در نزد من، و بدنش در طاعت من است، در حالی که بستر خواب را ترک کرده و به جهت ترس از عذاب من و اشتیاق به رحمت من، مرا می خواند. بدانید که من او را مشمول مغفرت خود قرار دادم».

منابع:

  • بحارالانوار، ‌ج 46، ص 99 به نقل از کشف الغمه



  • خرید بک لینک
  • بلاگ اسکای