X
تبلیغات
زولا
دعای عظم البلا
تاریخ : سه‌شنبه 22 آذر 1390 | 08:23 ب.ظ | نویسنده : میلاد منصوربستانی
با حجت الاسلام عراقى که آن زمان نماینده ولى فقیه است در سپاه بودند به سمت منطقه رفتیم .

با حجت الاسلام عراقى که آن زمان نماینده ولى فقیه است در سپاه بودند به سمت منطقه رفتیم . عملیات والفجر هشت بود.هنوز حدود یک ماه به عملیات مانده بود. ایشان شهر را به من نشان دادند و گفتند این هم فاو. البته فاو را از روى نقشه دیده بودیم ، اما حالا شهر جلوى چشممان بود. قبل از هر چیز مسجد شهر نظرمان را جلب کرد.حجت الاسلام عراقى گفتند اگر شهر را فتح کنیم شما امام جماعت مسجد بشو. از ایشان تشکر کردم بعد از آن برگشتم .

بعد از اینکه فاو فتح شد رفتیم آن طرف آب . روز دوشنبه فاو فتح شده بود. قصد داشتیم براى جمعه نماز وحدت بخوانیم . البته آن وقت هنوز مخروبه نشده بود. هنوز دشمن نتوانسته بود خودش را جمع و جور کند تا بتواند شهر را بزند.

شور و حالى بین همه افتاده بود. قرار بود اولین نماز وحدت آن جا خوانده شود. رزمندگان با عشق و علاقه مسجد را تمیز کردند، حتى خاک کفشها را هم پاک مى کردند. از همان روز جمعه ، مسجد کاملا پر شده بود و حتى داخل حیاط مسجد هم جمعیت ایستاده بود.

در آن موقعیت ، وضعیت دیدنى بود و با لطف خداوند اولین نماز، در مسجد فاو خوانده شد.


منبع:کتاب داستانها و حکایتهاى مسجد
تالیف غلامرضا نیشابورى



  • خرید بک لینک
  • بلاگ اسکای